نوشته های من با تو
وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عكس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه كه نميتوني عكسشو به ديوار بزني.
……………………………………………………………………………..
بر دريچه ي قلبم نوشتم ورود ممنوع ! عشق آمد و گفت : بي سوادم !!
……………………………………………………………………………..
گفتم به گل زرد چرا رنگ مني
افسرده و دلتنگ چرا مثل مني
من عاشق اويم كه رنگم شده زرد
تو عاشق كيستي كه هم رنگ مني
……………………………………………………………………………..
روزي عشق از دوستي پرسيد تفاوت منو تو در چيست؟ دوستي گفت من ديگران را به سلامي آشنا ميكنم تو به نگاهي..... من آنان را با دروغ جدا ميكنم تو با مرگ
……………………………………………………………………………..
اگه بعد از 120 سال رفتي اون دنيا گفتن يكي حلالت نكردخه سر پل صراط منتظرته اون منم كه به اين بهونه مي خوام يه بار ديگه ببينمت
……………………………………………………………………………..
ترس از عشق، ترس از زندگي است، آنان كه از عشق مي گريزند، مردگاني بيش نيستند.
(برتراند راسل)



